۱- شهر نشيني
۲- سواد آموزي
۳- استفاده از وسايل ارتباط جمعي
۴-مشاركت هاي سياسي و اقتصادي
لرنر سومين عامل تغيير را وسايل ارتباط جمعي مي داند و معتقد است اين وسايل به ويژه راديو و سينما مي توانند نقش "همانندجويي" (همزاد پنداري) را در ميان مردم كشورهاي جهان سوم تقويت كند و روستائيان را براي مهاجرت به شهرها تشويق نمايد.
اما بعد از شكست الگوي توسعه دانيل لرنر در كشور هاي جهان سوم (مخصوصا بعد از پيروزي انقلاب در ايران)، وي نيز در الگوي خود تجديد نظر كرد و در مقاله اي دگرگوني هاي كشورهاي جهان سوم در برخورد با ارتباطات و نوسازي را در سه مرحله از هم جدا مي كند. اين مراحل به شرح زير است:
۱- انقلاب آرزوهاي فزاينده
۲- انقلاب سرخوردگي هاي فزاينده
۳- قدرت يابي نظامي ها
سيد حسن خميني، به عنوان سخنگوي بيت امام ((شايد به دليل رد صلاحيت اشراقي))، با بيان "دخالتنظاميان درسياست، ازبزرگترين معيارهاي خروج جامعه از راهامام" حضور ايران در سومين مرحله از مراحل نظريه لرنر تائيد مي كند.http://www.tabnak.ir/pages/?cid=6244
البته به نظر مي رسد اين نظريه هنوز ناقص است. كاش آقاي لرنر به اين مسئله نيز پاسخ مي داد كه بعد از اين مرحله ، چه فرايندي صورت خواهد گرفت. البته شايد او نيز (كه قبل از انقلاب سفري نيز به ايران داشته ) منتظر تحولات داخلي ايران است تا نظريه خود را تكميل كند.
بادي لنگوئج از مباحث جذاب در ارتباطات ميان فردي و روانشناسي محسوب مي شود. هر چند در ايران بررسي هاي ميداني در اين زمينه (حداقل تا جايي كه من مي دانم) كم بوده و منابع موجود نيز بيشتر درحد ترجمه است.
فكر كردن به سوژه پژوهشي با نام "زبان بدن رئيس جمهوران ايران" نيز خالي از لطف نيست.