بهارا بنگر این دشت مشوش که می بارد بر آن باران آتش
بهارا بنگر این خاک بلاخیز که شد هر خاربن چون دشنه خون ریز
بهارا بنگر این صحرای غمناک که هر سو کشته ای افتاده بر خاک
بهارا از گل و می آتشی ساز پلاس درد و غم در آتش انداز
میان خون و آنش ره گشاییم ازین موج و از این طوفان برآییم
دگر بارت چو بینم، شاد بینم سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر، هنگام دیدار به آیین دگر آیی پدیدار ...
(قسمتی از "بهارغم انگیز" سایه)
تا سال بعد...
و اما اشتباه منشي صحنه: در صحنه اي از فيلم كه هانيه براي يادگيري سنتور به دفتر علي رفته شنل مشكي به تن دارد و كنار علي نشسته، وقتي كه مشق درس تمام مي شود، علي از او مي خواهد پشت سنتور بنشيند. هانيه با همان شنل مشكي از جا بلند مي شود، پشت سنتور مي رود و بلافاصله - در حالی كه علي ميز سنتور را دور مي زند تا به جاي او روي صندلي بنشيند- لباس هانيه سارافون قرمز مي شود.
نكته مرتبط:
دبي، آن روي سكه ايران امروز
فرهنگ، شخصيت، خواست هاي سركوب شده و هر آنچه كه در ايران به دلايل سياسي و سنتي نام غير مجاز روي آن مي خورد، در دبي نمود پيدا مي كند. اين مسئله مي تواند موضوع تحقيق شيريني و جالبي، از ابعاد جامعه شناسي، روانشناسي و آسيب شناسي اجتماعي و از همه مهم تر اقتصاد باشد.
همچنين بخش صدا که تاکنون سياستش بر پخش 70 درصد موزيک و 30 درصد گفتار بوده موظف شده است اين سياست را معکوس کند و 70 درصد گفتار و 30 درصد موزيک پخش کند.
همچنين پخش موزيک و آوازي که به اصطلاح موسيقي پاپ ناميده مي شود، ممنوع اعلام شده است.
اعتماد- صفحه آخر- ۱۲/۱۲/۸۶
در همین مورد:
تابناك: ادعاي روزنامه اعتماد در مورد حذف موسيقي پاپ در صدا و سيما
اولين نامه او به يكي از مسئولين (محمود احمدي نژاد) شروع شد و تا امروز كه مخاطبش ۲۰/۳۰ بوده است.
مهم نيست جزو كدام طيف سياسي هستيد. فقط كافيست منتقد دولت نهم باشيد تا از خواندن مطالبش لذت ببريد و يا طرف دار آنها باشيد تا با خواندنش روزنامه را با دورترين جايي كه مي توانيد پرتاب كنيد.
اين نامه ها را به دو دليل جمع آوري كردم . يكي براي آرشيو شخصي خودم و بعضي دوستان كه به دنبال بعضي از نامه ها بوده اند و دوم براي تحليل محتواي آن.
تصميم دارم تحليل محتواي توصيفي جزئي با چند فاكتور تحليل انجام دهم. نتايج را البته با اجازه خودش روي سايت مي گذارم.
شايد بعضي از كساني كه تا حالا با اين ستون آشنايي نداشتند بعد از خواندن آنها براي لحظه اي خنديدن به اوضاع سياسي روز مشتري پستوخونه ابراهيم رها شنوند.
۱- در اين قرن ايران ۳ شاه قاجار، ۲ شاه پهلوي، ۲ رهبر ملي - مذهبي، ۵ رئيس جمهوري اسلامي به خود ديد.
۲- در دوره قاجار و پهلوي ۷۴ بار حكم رئيس الوزرايي صادر شد و در جمهوري اسلامي ۵ تن بر منصب نخست وزيري تكيه زدند.
۳- در مجموع در اين قرن ۱۲۱ كابينه بر سر كار آمد. يعني به طور متوسط هر كابينه ۹ماه و ۹ روز.
۴- در قرن بيستم ۲ انقراض رژيم، ۳ كودتا، ۲ انقلاب و ۳ نهضت اصلاح طلبي به وقوع پيوست.
۵- جنگ اول و دوم جهاني و ۸ سال جنگ تحميلي عراق و ايران در اين قرن واقع شد.
اين همه فعاليت سياسي براي چيست؟ سياست زدگي مردم ايران از رانندگان تاكسي (كه به تعبير آقاي قرائتي مهمترين اركان روابط عمومي هستند!!) تا زن خانه دار و ... و همه به دنبال يك معجزه...
به نظر مي رسد، تفكر شيعه بر اين روند در ايران بي تاثير نبوده است. آرزوي آمدن منجي كه يكباره و يكمرتبه و در كمترين زمان، يعني در لحظه همه چيز را ناگهان دگرگون و بهشت گونه كند، همه مشكلات را حل كند، همه دشمنان را نابود كند و ... به همين دليل كمتر كسي حتي به فكر اصلاح امور در طول زمان و در طي برنامه هاي بلند مدت است. همه به دنبال تحولات شگرف و ناگهاني هستند و معجزه گونه اند و مطمئن هستند قطعا بايد همه چيز مربوط به گذشته خراب شود تا طرحي نو در انداخته گردد و خوشبخت شوند.
اينكه در ايران به روند توسعه و پيشرفت اعتقاد وجود ندارد را حتي مي توان در تبليغات انتخاباتي هم ديد. شعارهاي تبليغاتي احمدي نژاد و ادعاي انقلاب دوم بعد از پيروزي در انتخابات را كه فراموش نكرده ايد!
آيا يكي از هزاران دليل روانشناختي عقب ماندگي سياسي، اقتصادي، توسعه صنعتي و فرهنگي و ... در ايران، نمي تواند همين نوع انديشه باشد و وقت تلف كردن بر سر به دست گرفتن قدرت توسط اين و آن و دور مكرر آزمون و خطاها ... برگشتن به نقطه اول ... انتخاب كسي ديگر به عنوان رهبر كاريزماتيك و منجي موعود ... شكست و سرخوردگي ... دل بستن به شعارهاي كسي ديگر ....
چرا تاريخ نمي خوانيم ؟؟؟ فقط تاريخ هم صد سال اخير . فقط تاريخ مطبوعات وسانسور در اين دوره گوياي چرخه تكرار و تطويل يك مسير بيش نيست.
امروزنيز منتقدين دولت نه به قصد اصلاح امور كه به قصد براندازي او و آمدن گروهي ديگر، مشغول فعاليت اند مثل ۵ سال پيش... مثل ۵۰ سال پيش. گروه جديد هم كه آمدن دوباره روز از نو روزي از نو... سرخوردگي ... آويختن به طنابي ديگر ....
در آخر :
در ژاپن براي توسعه همه جانبه ۱ برنامه صد ساله وجود دارد
۲ برنامه ۵۰ ساله
۴ برنامه ۲۵ ساله
۱۰ برنامه ۱۰ ساله
۵۰ برنامه ۵ ساله
۱۰۰ برنامه ۱ ساله
و در طول اين زمان، واحدي به نام تشكيلات و سيستم هاي در هر سازمان مسئول انطباق روزانه فعاليت ها با برنامه ها هستند. بر طبق گان چارت هاي تثبيت شده.
با مقايسه شماتيك اين برنامه ها با وضعيت موجود در ايران، آيا آويختن به طناب هر كدام از گروه هاي سياسي و جناحي فعلي خنده آور نيست . وقتي طرح مشخصي به جز ابراز سليقه هاي شخصي وجود ندارد چه فرقي بين احمدي نژاد با خاتمي، كروبي ، هاشمي و ... هست.