تبليغاتX
هزاره ارتباطات

حاشيه سازي

  • دكتر ساروخاني :امروز گفتمان تبدیل به مد روز شده!
  • دكتر سلطاني فر: من خودم فمينيستم ولي فرصتي براي استادان خانم براي ارائه مقاله نداريم.
  • دكتر افخمي: مقاله اي براي ارائه تهيه نكرده ام، با اينكه ميل همايش برايم رسيد بود، دليل آمدنم دوستي بود كه داشت از خيابان رد مي شد گفت بيا ...
  • دكتر افخمي: دليل شركتم در نشست به عنوان رئيس گروه ارتباطات علامه اين بود كه بگويم اينجا فرقي با آنجا ندارد و چه سه راه ضرابخانه چه اينجا در تهران است ولي آب و هواي اينجا بهتر است (بوي افعال معكوس به مشام مي رسيد)
  • در واكنش به دستوري كه براي نياوردن بسته هاي پذيرايي به داخل سالن صادر شده بود، كمك از خانم هاي چادري و كيف هاي كوله بزرگ، براي استتار و وارد كردن بسته هاي پذيرايي كارآمد بود!
  • در آخر جلسه مسلط نبودن دانشجو در ارائه فيلم "11 سپتامبر استفاده و سوء استفاده از آن در انتخابات آمريكا"، استادان را مجبور به قيام و اعلام پايان نشست كرد.

 

 نكته برداري

  • دكتر ساروخاني:

o    در تحليل محتوا نمي توان ادعا كرد جان مايه كلام به درستي استخراج شده است، هر چند تحليل محتوا كمي همراه با بررسي كيفي باشد.

o    در تحليل گفتمان اسير متن نيستيم. پس نكته هاي تازه اي استخراج مي كنيم كه ممكن است ضد متن باشد. مثلا در مدير مدرسه جلال آل احمد ممكن است 100 بار اشاره شده باشد كه معلم فقير است و فقر معلم و مدير بارها تكرار شده باشد ولي آل احمد در واقع مي خواهد بگويد معلم بي نياز است. پس اگر صرفا به تحليل محتوا و شمارش اكتفا كنيم منظوري ضد منظور نويسنده استخراج مي شود.

o        در تحليل گفتمان تئوري هاي نشانه شناسي را به كار مي بريم و بعد روش شناسي چند بعدي را بررسي مي كنيم.

o        در تحليل گفتمان كلمه را در دايره المعارف انتزاعي معني مي كنيم ولي لايتنهاهي..

 

  • دكتر ضيايي پرور:

o    با وجود تسلط گفتمان مذهبي اكثر وبلاگ هاي سكولار و اصلاح طلب با نام واقعي و اكثر وبلاگ هاي محافظه كار و مذهبي با نام مستعار نوشته مي شوند!

o    وبلاگ ايراني حامل گفتمان پيام هاي انباشته شده و محدود شده است و تمريني است براي گفت و گو.

o    در پدپده كردان، اكثر اطلاعات افشا شده  در فضاي وب توسط عامه مردم كامنت نويس و مخاطبان وبلاگ ها و سايت هاي خبري بود، نه وبلاگ نويسان!

 

  •  دكتر بشير:

o    مقاله ايشان كه به بررسي 300 كاريكاتور غربي با محوريت نقش رسانه ها در فرايند عمليات رواني و گفتمان سازي جهاني ارائه شده، بسيار پربار بود.

o     كاريكاتور وسيله اي براي انتقال پيام به شكل سريع كه نقش غير كلامي فراگير دارد.

o  نتیجه بررسی کاریکاتورهای غربی و تحلیل گفتمان آنها:

- تصویرسازی از اسلام به عنوان ”دشمن و نافی ارزشهای غربی“
- تعمیق ”نگاه کلیشه ای در باره اسلام: چهره ای خشن، تروریسم، بدوی و ناقض حقوق بشر“.
- عدم وجود تفاوت در این نگاه میان کاریکاتوریهای نشریات و سایت ها.
- گسترش پیوند خون، خونریزی و کشتار با مسلمانان (شمشیر، بمب)
- برجسته سازی ”اسلام افراطی“. 
- تاکید بر ضد لیبرالیسم، ضد مسیحییت، ضد دموکراسی بودن.
- ایجاد تفکیک میان ”ما“ (سفید پوستان) و ”دیگران“ که ”غریبه“ هستند.
- برجسته سازی ”دیگر شرقی“ که گزینه معتبر جهان اجتماعی نیست.
- کاریکاتورها ”زمینه ساز اسلام هراسی“ نه عامل آن.
- کاریکاتورهای مزبور بجای تبلیغ اسلام هراسی، ”اشاعه باورهای نادرست درباره اسلام و مسلمانان“ را عهده دار می باشند.

 

  •  دكتر وردي نژاد:

o    قدرت نرم = قدرت ديپلماسي + قدرت رسانه اي + قدرت دانايي.

o    چهار گفتمان دولتي بعد از انقلاب در ايران كه به دليل ساختار نزديك به دولت در رسانه هاي ايران در رسانه ها به شكلي كامل مشهود است:

-     گفتمان تثبيت و امنيت (در اوايل انقلاب و جنگ براي ثبات انقلاب و مقبوليت جهاني آن)

-     گفتمان سازندگي (در دوره رفسنجاني با توليد واژه هايي مثل سردار سازندگي و كارآفريني)

-     گفتمان توسعه سياسي (فضاي رسانه اي به دليل تبعيت از اين گفتمان دچار دگرگوني مي شود ولي گفتمان رسانه اي عقب تر از جامعه مي ماند)

-     گفتمان عدالت (تاثير پذيري رسانه ها از اين گفتمان قابل تامل است)

 

روي هم رفته نشست پرباري بود.  هر چند به سخنرانی دکتر محسینیان راد، شكرخواه و عاملي نرسيدم. براي چاپ مجموعه مقالات آن لحظه شماري مي كنم.

در آخر به  استاد سلطاني فر به خاطر برگزاري و اجراي مناسب نشست خسته نباشيد مي گويم.

 --------------------------

۱- گزارش آن لاین دکتر ضیایی پرور

۲- گزارش تصویری و صوتی دکتر ضیایی پرور

۳- گزارش ایرنا از مراسم پاسداشت دکتر سمیعی+تصاویر+گزارش

۴-گزارش ایسنا

۵- گزارش محمد قره باغ

۶- گزارش ایسکانیوز از نشست

۷- فایل صوتی و پاورپوینت سخنرانی دکتر شکرخواه(حسین امامی)

 

+ نوشته شده در 87/08/26توسط الهام شامرادي

روز شنبه 20 مهر، جلسه دفاعيه پايان نامه خانم "مانا دشتگني هاشمي" با عنوان " تحليل گفتمان كارزار سياسي نامزدهاي پيروز انتخابات هفتم و نهم آقايان خاتمي و احمدي نژاد (تحليل مقايسه اي فيلم هاي تبليغاتي بيانيه ها و برنامه هاي رسمي ارائه شده از سوي اين دو كانديدا)" در دانشكده علوم اجتماعي علامه برگزار شد.عنوان پايان نامه جذاب بود اما نتايج (با وجود تلاش پژوهشگر)، به نظرم خبر از شكاف گفتماني بين فیلم های مذکور  نداشت.

 این پایان نامه تنها بهانه ای شد برای این سوال كه آيا ورود به بحث تفاوت اين دو دوره از منظر "تحليل گفتمان" (Discourse Analysis) روش مناسبي است؟ جواب من به اين سوال منفي است. شايد بتوان به دهه 50 و دهه 60 اطلاق دو پارادايم را داشت، اما ۱۱ سال اخير مگر چقدر تفاوت داشته؟به نظرم همانقدر كه حاميان دولت در اطلاق عنوان "انقلاب دوم" بعد از 3 تير افراط كرده اند، هواداران خاتمي در اثبات وجود شكاف عمقي و سقوط سياسي و فرهنگي، بعد از اصلاحات كم لطف اند. مسئله اينجاست كه اگر بخواهيم اين ادعا ثابت شود، نقش رهبري، مجمع تشخيص مصلحت، حوزه علميه، شوراي امنيت ملي نظام و ... كجاي اين گفتمان محسوب خواهد شد؟

از طرفي بحث تحليل كيفي به غير از شناخت، جمع آوري كامل مدارك، احاطه و بي طرفي محقيق، به يك اصل ديگر نيز نيازمند است و آن گذشت زمان است. امروز براي بررسي و مقايسه اين دو دوره بسيار زود استِِ؛ حداقل بايد تا پايان دوره رياست جمهوري به احمدي نژاد فرصت داد(ممكن است دور دوم نيز انتخاب شود) و بعد از آن نيز بايد مانند تاريخ صبور بود تا فرصت تامل و تفكر بيشتري براي بررسي و تحليل اين دوران به دست آيد.

+ نوشته شده در 87/08/12توسط الهام شامرادي

چگونه مي توان از "وسايل ارتباطي كوچك براي انقلابي بزرگ"* بهره گرفت؟

آيا يك وبلاگ شخصي مي تواند وزارت نيرو را وادار (باکمال میل و نه به زور بخش نامه و اجبار)به برق و آبرساني و وزارت راه و ترابري را مجاب به آسفالت جاده خاكي يك روستاي هفت خانواري كند؟ يا وزير آموزش و پرورش را وادارد برخلاف بخشنامه خودش اقدام كند؟آيا يك وبلاگ شخصي مي تواند سوژه گزارش شبكه هاي سراسري راديو و تلويزيون ايران، راديو زمانه، راديوفردا، راديو دويچه وله آلمان، شبكه سي ان ان و... شود؟

با ديدن وبلاگ سرباز معلم جنوبی(عبدالمحمد شعرايي) و تاثيرات مثبت اين وبلاگ بر زندگي اهالي روستا و كودكان محروم آن، به ياد داستاني افتادم كه در نوجواني در شماره 30 "كتاب هفته"، منتشر شده به تاريخ 16 ارديبهشت 1341 (از كتابخانه شخصي پدرم) خواندم؛ با عنوان:"زني كه يك محله را نابود كرد" برگرفته از خاطرات "كارولينا دوژسوس" و ترجمه "دكتر ناصر الدين خطير". 

داستان زن سياه پوست 46 ساله كه سابقا كلفت و آشپز بوده و بعد از بيكار شدن، تن به ولگردي و تن فروشي داده و با وجود تنهايي، صاحب 3 اولاد است. وي در خاطرات شخصي خود جهنمي را كه در يك گوشه شهر "سائوپولو" به نام محله "فاولا" وجود دارد، با قلمي سحرانگيز تشريح و مجسم ساخته است. محله فاولا با خانه هايي با ديوارهايي از تخته پاره و سقفي از گوني و پارچه هاي پوسيده و اتاق ها با ورقه هاي مقوا از هم مجزا شده اند.(شبيه حلبي آبادهاي تهران خودمون)

 كارولينا در يكي از همين خانه هاي كثيف با دو اتاق تنگ، خاطرات خود را نوشته است. بعضي از يادداشت هاي او را يك روزنامه نگار برزيلي به نام "آنداليو دانتاس" به طور اتفاقي از ميان خاكروبه پيدا كرد و به جست و جوي نويسنده آن پرداخت.

بعد از انتشار اين نوشته ها در روزنامه، يك ناشر برزيلي يادداشت هاي او را منتشر ساخت. اين كتاب طي مدتي كوتاه به پانزده زبان ترجمه شد. يادداشت هاي اين زن كه اسناد خارق العاده و شگفت انگيز از ماجراهاي دردآور محله فاولا است، ملت برزيل را تكان داد و به هيجان آورد.

موضوع جالب توجه اينجاست كه وي به هنگام ثبت خاطرات خود قصد نوشتن ادعا نامه عليه اجتماع و هيات حاكمه برزيل نداشته است(مثل سرباز معلم جنوبي)؛ او به طور ساده احساس مي كرد، بايد محسوسات و مشاهدات خود را به روي كاغذ بياورد. كارولينا احتياج به نوشتن داشت؛ نيرويي مافوق اراده وادارش مي كرد آنچه را در ضمير دارد به روي كاغذ بياورد.

نتيجه جالب و غير منتظره پس از انتشار خاطرات وي، تصميم مقامات رسمي برزيل، به منظور ساخت شهري جديد، با آخرين امكانات در محله فاولا بود.صداي كارولينا گوش شنوايي يافت. دولت برزيل از وي دعوت كرد تا در كميسيون مخصوص تغيير شكل محله فاولا شركت كند. انتشار خاطرات كارولينا موجب شد كه يكي از استادان دانشكده هنرهاي زيباي شهر سانياگو با وي ازدواج كند. مراسم اين ازدواج يك هفته قبل از چاپ اين مطلب در كتاب هفته برگزار شده است؛ يعني 16ارديبهشت 1341.(مقدمه مترجم)

 .........................................

الف . ش: نتیجه اخلاقی اینکه، اگه با وجود داشتن رسانه، راهي به جايي نمي بريم؛ سنگي از راهي برنمي داريم؛ شايد مشكل از ناكارآمدي رسانه (اعم از راديو، مطبوعات، تلويزيون و يا سايت خبري و وبلاگ) نباشه، شايد دستامون و دل هامون و كوله بارمون خاليه. خالي...

 .........................................

*. برگرفته از مقاله اي با عنوان "وسايل ارتباطي كوچك براي يك انقلاب بزرگ در ايران" به قلم دكتر علي محمدي است كه در بهار 1990، در "مجله بين المللي سياست، فرهنگ و جامعه" انتشار يافت.

+ نوشته شده در 87/08/01توسط الهام شامرادي

 
Technorati Profile