بررسی پوشش رسانه ای ایالات متحده آمریکا از ایران در سال های بعد از کودتای 28 مرداد تا قبل از پیروزی انقلاب، کمک شایانی در شناخت علل کج اندیشی های خبری آن دوره تا به امروز دارد. مطلب پیشروی، برگرفته از مقاله ای با نام "پوشش جهانی رسانه های آمریکا" است که به قلم خانم دکتر آنابل سربرنی(همسر آقای دکتر محمدی و استاد وقت ارتباطات بین الملل در کوییننر کالج دانشگاه شهر نیویورک) در فصل نامه رسانه، شماره مسلسل7، به تاریخ پاییز 1370 منتشر شده است.
در میان مقالاتی که درباره چرایی نوع نگاه رسانه های آمریکا نسبت به ایران مطالعه کرده ام، این مقاله حاوی نکات مهم و جالبی است. به دلیل نایاب بودن شماره های اولیه فصل نامه رسانه از طرفی و از طرف دیگر به دلیل برجسته شدن بحث رسانه های فارسی زبان خارجی در مقطع فعلی، قسمت هایی از آن را برای اطلاع و مطالعه علاقه مندان انتخاب کرده و مطالعه کامل این مقاله را به علاقه مندان توصیه می کنم. مخصوصا مطلب مربوط به تاثیرات بحران گروگان ها و نقش رسانه های ایران و آمریکا در جهت دهی و پیشبرد این حادثه. به یکی از نتایج این بحران در پست قبلی اشاره کردم؛ با این حال این مقاله از بعدی دیگر به روشن شدن ابهامات آن مقطع تاریخی در سرنوشت رابطه بین ایران و آمریکا پرداخته است (شاید آن قسمت را نیز بعد از تایپ در هزاره درج کنم):
پوشش تلویزیونی ایالات متحده از ایران (1970-1980)
«پس از کودتای 1935، ایران روابط بسیار خوبی با آمریکا داشت و همچنین از این کشور کمک های نظامی قابل توجهی دریافت می کرد و نقش مهمی را به عنوان قدرت منطقه ای در استراتژی آمریکا در خاورمیانه ایفا می نمود.
بر این اساس این انتظار وجود داشت که توجه زیاد رسانه ها را به خود جلب کند. اما این گونه نبود تا پایان دهه 70 میزان زمان خبری که به ایران اختصاص می یافت، به طرز چشمگیری پایین بود آ: تنها سالی 5 دقیق از برنامه های خبری هفتگی تلویزیون مریکا، به همان گونه از نظر دیدگاه نیز این پوشش محدود بود.

پرزیدنت کارتر، شاه را همچون جزیره ثباتی در دریای مشکلات تصور می کرد
چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 1980 میان جیمی کارتر و رونالد ریگان، بیشتر نظرسنجی ها حاکی از این بود که رقابت خیلی نزدیک است. دو روز قبل از انتخابات رسانه های خبری داستانی را ساخته و پرداخته کردند؛ مبنی بر اینکه گروگان های آمریکایی در ایران به زودی آزاد خواهند شد. با گذشت زمان و بعد از برگزاری انتخابات این خبر تکذیب شد؛ اما نتایج انتخابات، حاکی از پیروزی قاطع ریگان و کسب آرای همه ایالت ها -غیر از شش ایالت حومه کلمبیا- توسط وی بود.

یک تبیین برای توضیح تغییر رویه ناگهانی در نتایج آراء در مفهوم برجسته سازی نهفته است. به این معنی که رسانه های خبری با ساختن داستان آزادی گروگان ها، آگاهی عمومی از موضوع گروگان گیری را بالا بردند؛ یعنی رسانه ها (با مدد از تاکتیک تکرار و برجسته سازی) موضوع گروگان ها را از ردیف پایین فهرست موضوعات مورد توجه و اهمیت مردم به رده بالا آوردند.
بدیهی است که افزایش اهمیت موضوع گروگان ها در اولویت های مردم، علیه کارتر عمل کرده است؛ زیرا بسیاری از افراد بحران گروگان گیری را یکی از بزرگ ترین شکست های مدیریت او محسوب می کردند. *
...................
*. نظریه های ارتباطات: ترجمه علیرضا دهقان.
همانطور که بازتاب شبکه تلویزیونی فارسی صدای آمریکا (VOA) نیز بعد از گذشت 13 سال از راه اندازی آن، امروز در کوچه بازار، تاکسی و اتوبوس و محافل سیاسی و دوستانه نمودی عینی پیدا کرده؛ هنگامی که جملات، اطلاعات و تکه کلام های تحلیل گران و مجریان این شبکه از دهان مردم عادی به عنوان وحی منزل بیان می شود.
شبکه تلویزیونی VOA از 26 مهر 1375 با مدیریت احمد رضا بهارلو – که این روزها به دلیل برخی اختلافات درونی، کنار گذاشته شده و مدیر سایت فارسی صدای آمریکا است- شروع به فعالیت کرد. در حال حاضر بخش های خبری، تحلیل ها و حتی برنامه زن امروز -که انتظار می رود نرم تر از سایر بخش ها باشد- شکلی کاملا اپوزیسیون دارد. برجسته سازی اخبار مرتبط با پرنده هسته ای ایران، مسائل مرتبط با حقوق بشر و آزادی های مدنی، مخصوصا در مورد گروه های آسیب پذیر مثل زنان، کارگران و ... ،تخریب چهره های برجسته حکومت ایران، ازجمله مهم ترین سیاست های جنگ روانی علنی این شبکه است.
بزرگ ترین مشکل امروز صدای آمریکا که نقطه قوت BBC فارسی جوان، تازه نفس و نوگرا محسوب می گردد؛ دورشدن از فضای واقعی حاکم بر ایران امروز است. هر چند این شبکه سعی دارد با جذب چهره هایی که به تازگی ایران را ترک کرده اند (مثل آرش سیگارچی و احمد باطبی) این خلا را پر کند، اما به دلیل فشار بیش از اندازه در القا سیاست های دیپلماسی انحصاری این شبکه بر افراد، به نظر ناموفق بوده است. افزایش ساعات اختصاص یافته به پخش برنامه های مستند و تولیدی از بازتاب های همین فاصله است.
به نظرم تولد تلویزیون BBC فارسی، پیش از آنکه نهیبی برای مدیران و رسانه های داخلی باشد(که نیست و اگر هم باشد جز حرف و تهدید خبری کاری نمی کنند)؛ لرزه به جان دست اندرکاران VOA انداخته؛ چراکه 13 سال بدون رقیب و مزاحم جدی، هرآنچه دل تنگشان می خواست، می گفتند.
البته BBC فارسی بیشتر خود را اجتماعی، فرهنگی و در برخی موارد حتی زرد نشان داده و هنوز خبری از آن سوی سکه استعمار پیر رو نکرده است. این شبکه با پخش برنامه "دائی جان ناپلتون" در همان روز اول، خیلی حرف ها زد؛ یعنی آهای مردم بدانید و آگاه باشید که "کار، کار انگلیسی ها" نبود و نیست؛ بلکه کار آمریکایی هاست!
به هر حال این روزها رقابت بین پیرمردهای VOA و جوان های پرانرژی BBC برای بچه های رسانه جذاب است و جذاب تر هم خواهد شد.
باید منتظر ماند تا رقابت واقعی این دو شبکه در مهم ترین کارزار ماه های آتی ایران، یعنی انتخابات. تحلیل سیاست های این دو در طول انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه 1388، عرصه پژوهشی جذابی خواهد بود.
......................
پیرو مطلب دوست عزیز آقای صاحبقرانی:
۱-یادداشت آقای دکتر علی گرانمایه پور درباره تفاوت های بی بی سی فارسی و صدای آمریکا در خبر آنلاین خالی از لطف نیست.
۲- هر دو تلویزیون از زیرمجموعه های وزارت امور خارجه کشورشان هستند و از طریق بودجه دولتی اداره می شوند.(توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)
۳- در هر دو کشور دیپلماسی رسانه ای منطبق و موازی با دیپلماسی سیاست خارجی آنها است.(در ایران با تفاوت آرا و عقاید درباره دیپلماسی سیاسی مواجه هستیم)
۴- مخاطبان ایرانی اگر به صدا وسیما اعتماد خبری داشتند، سراغ رسانه های دیگر نمی رفتند. مراجعه کنید به سابقه تاریخی استفاده از رادیوهای خارجی به عنوان منبع خبر در دوره انقلاب، جنگ و تا امروز.
- مطلب مرتبط: نگاه تحلیلی به تلویزیون فارسی بی بی سی(امید حبیبی نیا)
- مطلب مرتبط:آيا تفاوتي در ماهيت همكاري با BBC فارسي و غيرفارسي وجود دارد؟