هر چند به كمك همه كتاب هاي راهنماي استاندار شده در دنيا نيز نمي توان مبارزات انتخاباتي (و البته هيچ كار ديگري) در ايران را هدايت، برنامه ريزي و مهم تر از همه پيش بيني كرد و از طرفي نتيجه بومي سازي اين مقولات در ايران با آنچه در اين كتاب آورده شده، متفاوت خواهد بود! اما صرفا از يك منظر ارزش تورق دارد و آن آشنايي با چارچوب ستادهاي انتخاباتي و نحوه عملكرد مبارزات سياسي كمپين انتخاباتي در خارج از مرزهاي ايران است.
كتاب مذكور ترجمه دفترچه راهنمايي است كه توسط موسسه ملي دموكرات ها در امور بين المللي تهيه و تدوين شده است و براي اولين بار در سال 1998 و توسط همكاران موسسه NDI به عنوان راهنماي عمل در انتخابات دوماي روسيه به رشته تحرير در آمده اما بعدها ويرايش دوم آن با رويكرد عمومي تر و قابل استفاده براي تمامي كشورها منتشر و سپس در سال 2003 اين كتاب از روي آن تهيه شده است. نويسنده و موسسه مذكور مدعي هستند كه اين دفترچه راهنما نسبت به ويژگي هاي اختصاصي كشورها خنثي است و براي تمام كشورها و انتخابات ها كاربرد دارد.
مترجم در مقدمه كتاب ادعا مي كند:"با وجود اينكه بسياري ايران را كشور انتخابات مي دانند (هر سال بيش از يك انتخابات سراسري در كشور برگزار مي شود) تا به حال كتاب، مقاله و يا مستندات علمي و يا عملي در اين زمينه منتشر نشده است. اين امر سبب شده تا با وجود خرج هاي هنگفت در ايام انتخابات، شاهد مبارزات انتخاباتي دقيق و هوشمندانه اي نباشيم و عملا نامزدهاي انتخاباتي و همراهان آنها از مديريت ستادهاي خود عاجز باشند."
اين كتاب در شش فصل (تحقيقات، تعيين هدف، هدف گيري راي دهندگان، تعيين پيام انتخاباتي، ايجاد برنامه ارتباطي با راي دهندگان و اجرا) و 182 صفحه، توسط نشر نگاه معاصر (1388)، به قلم برايان اودي و ترجمه محمد صادق الحسيني منتشر شده است.
هورنيك ناكامي سياسي را خاص جهان سوم مي داند و مي گويد: ناكامي سياسي ناشي از نظام سياسي در يك زمينه اجتماعي نيست، بلكه نتيجه شكست برنامه ريز است در ارزيابي و محاسبه فشارهايي كه از ناحيه صاحبان قدرت سياسي اعمال مي شود.
برنامه ريز ارتباطي در جهان سوم بايد علاوه بر ناكامي نظريه اي و برنامه اي، به پيكار ارتباطي و جوسازي عمومي و سياستمداراني كه مسئول قلمروهاي تحت نفوذ برنامه اند توجه كند.
ناكامي نظريه ای در برنامه ريزي ارتباطات ناشي از همان گام نخست براي رفع مشكل از راه ارتباطي است، يعني مشكل ارتباطي اصلا وجود نداشته كه راه حل ارتباطي برايش در نظر بگيريم.
ناكامي برنامه اي در برنامه ريزي ارتباطات نتيجه طراحي و اجراي ضعيت تلاش هايي است كه براي حل مشكلات ارتباطي صورت مي گيرد. مثل ارزيابي نادرست از ميزان پوشش يك رسانه.
----------------------
كتاب كاربرد نظريه هاي ارتباطات- ص ۷۳
از جمله رسانه هاي جديد (نمي گويم موثر)* انتخابات اين دوره رياست جمهوري، شبكه هاي تلويزيوني فارسي زبان بودند. در گزارشي كه قبل از انتخابات براي روزنامه اعتماد تهيه كردم و ۲۳ خرداد يعني يك روز بعد از انتخابات منتشر شد، اشاره اي گذارا به اين دو تلويزيون داشتم كه البته قيچي شد. اين مطلب نگاهي گذرا به كنداكتور آنها قبل از انتخابات است. هر چند بعد از انتخابات تغيير زيادي داشت.
شبکه تلویزیونی صدای آمریکا که سال هاست با رویکرد براندازانه، همواره مخاطبان خود را به تحریم انتخابات فرا می خواند، با چرخش سیاسی در این دوره گفتمان تحریم را کنار گذاشت و سعی کرد چهره ای بی طرف و حرفه ای با رویکرد تحلیلی و اطلاع رسانی از خود نشان دهد. این روند هرچه به زمان انتخابات نزدیک تر می شد، مشهودتر گردید. این شبکه بخش هایی از برنامه های زنده و خبری خود را نیز به انتخابات ایران اختصاص داد.
اگر برنامه های این تلویزیون را به دو بخش تولیدی و زنده تقسیم کنیم، در برنامه های زنده خبری و سرگرم کننده، طرح و بررسی مسائل انتخابات ایران گنجانده شده است. به عنوان مثال بخش ویژه خبری مربوط به انتخابات ایران هر روز در برنامه «خبرها و نظرها» پخش می شد. برنامه «تفسیر خبر» با اجرای جمشید چالنگی از جمله برنامه هایست که تغییر گفتمان در آن بسیار مشهود است. این برنامه در طول زمان کارزار انتخابات اکثر زمان خود را به بررسی مسائل و حواشی مربوط به انتخابات ایران در گفتگو با کارشناسان و میهمانانی از ایران و خارج از کشور اختصاص داد.
از استثنائات قابل توجه که سابقه نداشته، ارتباط سخنگویان و نمایندگان رسمی ستادهای انتخاباتی کاندیداها با این برنامه بود. هرچند در ابتدا دعوت این شبکه برای شرکت نمایندگان بی پاسخ ماند، اما بعد شکسته شدن این تحریم توسط نماینده ستاد مهدی کروبی، ارتباط نماینده سایر کاندیداها، حتی نماینده ستاد احمدی نژاد نیز صورت گرفت. در این مدت برنامه های «دو روز اول» و «روی خط» به شکلی حرفه ای و برنامه های «زن امروز» و حتی «شباهنگ» نیز قسمت هایی از زمان خود را به پوشش خبری انتخابات ایران اختصاص داده اند.
این شبکه تلویزیونی فارسی زبان، فعالیت خود را همزمان با سال جدید میلادی آغاز کرد. بسیاری تاسیس این شبکه پنج ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران را بدون ارتباط ندانستند. گواه آن نیز حجم زیاد پوشش خبری این شبکه در طول مدت کارزار دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران است. این شبکه با وجود نداشتن مجوز فعالیت در ایران، از نظر کمی ساعات زیادی از حجم اخبار و برنامه های خود را به این موضوع اختصاص داده است. این شبکه از ابتدا با نمایش رویکردی بی طرفانه و تولید برنامه های سرگرم کننده مثل کوک، آپارات، امروزی ها، اکران و تماشا ضمن جذب مخاطب عام، سعی در القا ارائه خبر محض و بی طرفانه داشت. تلاش در این مسیر در رویکرد پوشش خبری انتخابات دهم نیز بارز است.
این شبکه در طول هفت ساعت برنامه خود در شبانه روز، هشت بخش خبری دارد. برنامه «نوبت شما» با رویکردی دوسویه و برقراری ارتباط مستقیم با ایرانیان داخل و خارج از کشور، موضوع بیشتر برنامه ها در طول کارزارانتخابات را به موضوعات مختلف پیرامون آن اختصاص داده است.
«60 دقیقه» مهم ترین بخش خبری - تحلیلی این تلویزیون است که شامل خبر، گزارش، دعوت از مهمانان و کارشناسان می شود. مسعود بهنود روزنامه نگار نام آشنای مقیم لندن در پایان «60 دقیقه»، به شکار لحظه های روزنامه های سراسری می پردازد. لحن و زبان دلنشین در کنار آرامش و ظنز نهفته در کلام او، مخاطبان زیادی مشتری پیشخوان گویای روزنامه او کرده است.
هرچند استخراج زوایای گفتمان حاکم بر پوشش خبری این شبکه نیاز به مطالعات کیفی دارد، اما دور از واقعیت نیست اگر ادعا کنیم در کنار تلاش شبکه برای ارائه تصویری بی طرف، گفتمان غالب بر این شبکه، گفتمان نزدیک و یا حداقل علاقه مند به اصلاح طلبی در ایران است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
*. درباره ميزان تاثير اين رسانه ها من نمي توانم مثل بعضي ها، فارغ از طي الطريق كيلويي حكم بدهم و نياز به سنجش و تحقيق علمي دارد.
اگر در مجموع بپذيريم ديپلماسي رسانه اي هر كشور بر اساس ديپلماسي سياسي طرح ریزی می گردد و يا حداقل متاثر از آن است؛ نگاهي به رويه خبرگزاري روسيه (ريانووستي) نشان دهنده حمايت ديپلماسي سياسي-رسانه اي اين كشور از نتايج انتخابات اخير ایران است. به هر حال نووستي در میان خبرگزاری های خارجی فارسی زبان تنها رسانه حامی نتایج و گويا نماينده ايرنا و فارس است.
|
|
|
از ابتداي كارزار انتخابات تصميم داشتم بدون ورود به بازي هاي يك سوي، با نگاه حرفه اي به حربه و حيلت هاي كانديداها، ماحصلي واقع بينانه به دست آورم. اين گزارش حاصل اولين تلاش ها براي شناخت سپهر رسانه هاي فعال دراين عرصه است؛ نگاهي گذرا به تعدد و حجمه رسانه ها در كارزار انتخابات. اين گزارش در روزنامه اعتماد صفحه رسانه در تاريخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۸منتشر شد(صفحه ۶ و ۱۴). ديروز بلاگفا و همچنين سايت روزنامه اعتماد باز نمي شد، با يك روز تاخير در وبلاگ مي گذارم ؛ |
|
هرچند حضور و نتيجه انتخابات برآيند فعاليت کليه رسانه هاي فعال در اين عرصه است، اما بزرگنمايي نيست اگر تلويزيون را مهم ترين رسانه انتخابات دهم بناميم. جعبه يي که براي اولين بار در دهمين گام، طعم بيان آزاد را به ذائقه فکري مخاطبانش چشاند؛ طعمي که البته گس بود. اين مطلب نگاهي است گذرا بر شش رسانه فعال در کارزار پوشش خبري تبليغات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري که هر کدام به شيوه خود به بمباران اطلاعاتي 46 ميليون و 200 هزار مخاطب هدف واجد شرايط راي پرداختند. رسانه هايي مثل تلويزيون داخلي، تلويزيون هاي بين المللي (بي بي سي)، مطبوعات، اينترنت و فضاي مجازي، تلفن همراه و پيامک، راديو و در آخر رسانه جديد انتخابات اين دوره يعني رنگ. بديهي است بررسي و تحليل کيفي هر يک از اين مقولات، موضوع گزارشي مفصل خواهد بود، لذا در اين مجمل صرفاً از نظر کمي به بررسي شکل کلي برنامه هاي اين رسانه ها پرداخته شده است. |
همایش علمی "رسانههای نو و انتخابات" روز چهارشنبه در دانشگاه سوره برگزار شد.متاسفانه شخصا نتوانستم در جلسه حضور داشته باشم ولي به نقل از دوستي مطالب جالبي بيان شده است.
در این نشست دکتر حسینعلی افخمی، دکتر مسعود کوثری و دکتر غلامرضا آذری درباره جنبههای مختلف رسانههای نو و پیوند آن با انتخابات صحبت كرده اند و دكتر آذري علاوه بر جنبه هاي علمي به پيش بيني نتيجه انتخابات نيز پرداخته و گفته طبق محاسبات و برآوردهاي وي احمدي نژاد برنده انتخابات خواهد بود.
دکتر حسینعلی افخمی: ضمن بيان تاريخچه اينترنت و انتخابات گفته تاثیر رسانههای نو در میزان رایدهی مردم در ايران هنوز مبهم است چرا كه دقيقا فراگيري اين رسانه مشخص نيست.
آقاي دكتر كوثري نيز به تاثير اس ام اس در اين انتخابات پرداخته كه بسيار جالب بوده است. وي با اشاره به اینکه تلفن همراه سیاست را به صورت سرگرمی درآورده زنگ تلفن همراه را مایه شکسته شدن ریتم زندگی عادی ارزیابی کرد.
اما از همه جالبتر آمارهاي والي زاده -مدیر کل امور رسانههای ریاست جمهوری- است. به گفته وي بررسی صورت گرفته توسط دفتر امور رسانههای ریاست جمهوری، نشان میدهد که در میان 58 پایگاه اینترنتی فعال و دارای مواضع انتخاباتی، گرایش غالب به نفع میرحسین موسوی است با 43 درصد، احمدی نژاد با 35 درصد، کروبی 8.5 درصد و رضایی پنج درصد است.
او ادامه داد: در فضای خبرگزاریها نیز به رغم دولتی بودن، به طور مساوی30 درصد حامی احمدی نژاد، 30 درصد طرفدار موسوی و 40 درصد بدون گرایش غالب نسبت به کاندیداها بوده اند.
مدیر کل رسانههای دفتر ریاست جمهوری افزود: در میان 35 روزنامه بررسی شده نیز 23 درصد گرایش به احمدی نژاد دارند، 43 درصد طرفدار موسویاند و 11.5 درصد هوادار رضایی و 5.5 درصد نیز به کروبی گرایش دارند.
والی زاده در جمعبندی آمار ارائه شده گفت: در مجموع بررسی از 103 رسانه شامل پایگاههای اینترنتی و رسانههای مكتوب مشخص شد:
البته هم والي زاده و هم دكتر افخمي، افزايش وبلاگ هاي حاميان در اينترنت را نشان و دليل موفقيت هيچ كانديدايي در ايران نمي دانند. والي زاده گفته:به رغم پیشبینیهای انجام گرفته تا به حال وبلاگها تاثیر عمیق و جدی در نتایج انتخابات ما نداشتهاند و در حال حاضر پایگاههای خبری هستند که میداندار و موج ساز فضاهای خبریاند.
روز چهارشنبه در گفت و گويي كه با دكتر سلطاني فر داشتم، ايشان نيز انتخابات اين دوره را متاثر از اينترنت ندانسته و رسانه غالب را " اس ام اس" معرفي كردند.
چندسال پيش در يكي ازشهرهاي كوچك ايالات متحدة آمريكا، يك حزب جديد سياسي دست به اقدام عجيبي زد و موقع مبارزات انتخاباتي، شهر را به سه بخش تقسيم كرد و در هربخش يكنوع تبليغ انتخاباتي جداگانه بهكاربرد.
اين حزب، در اولين بخش، با دلايل مستحكم و مستند، فقط عقل و منطق انتخابكنندگان را بهقضاوت فراخواند.
در دومين بخش، به هوشياري و حساسيت افراد تكيه نمود و در سومين بخش، تنها به عواطف افراد و مخصوصاً به غريزة مادري زنان توجه كرد.
در پايان انتخابات، نتايج آراء ازبخش اول تاسوم، قوس صعودي داشتند و نشان دادند كه در تبليغات سياسي، بهجاي توجه به عقل و منطق، بايد بيشتر از احساسات و غرائز افراد بهرهبرداري نمود.
اين تجربه مشخص ميسازد كه درتبليغات، درعينحال كه عقل و احساس و غريزة انسان مورد توجه قرارميگيرد، معالوصف تكيه به احساسات و غرائز، بيش از تكيه به عقل و منطق، مؤثر است و اگرهم قرار باشد قوة عقلي انسان بيشتر تحت تأثير واقع شود، باز بايد از طريق حواس و عواطف و غرائز به آن دست يافت.
برگرفته از مقاله مباني و اصول تبليغات سياسي. نوشتة:دكتر محمد كاظم معتمدنژاد
مير حسين موسوي كه دوره نهم رياست جمهوري را به بهانه نداشتن تريبون تلويزيوني (تلويزيون خصوصي) تحريم كرد، در دوره دهم بدون برآورده شدن خواستش حضوريافته و اقدام به راه اندازي تلويزيون اينترنتي در فضاي مجازي كرده است. با شعار «اگر رسانه ملي نداريم، تك تك شما يك رسانه ملي هستيد»

در آخرين شماره فصلنامه رسانه با موضوع رسانه ها و تبليغات، مقاله اي از دكتر كاظم معتمدنژاد با نام مباني و اصول تبليغات سياسي منتشر شده كه با توجه به فضاي انتخاباتي حاكم بر رسانه ها در روزهاي اخير – صرف نظر از مناقشات سياسي- و لزوم توجه نامزدها و برنامه ريزان تبليغات آنها به بحث تبليغات سياسي و روش هاي كاربرد آن جالب توجه است؛ چراكه تبليغات سياسي كانديداها نقش تعيين كننده و سرنوشت سازي در نتيجه انتخابات خواهد داشت.
مقاله پس از اشاره به نقش تبليغات سياسي در كسب و حفظ قدرت سياسي، به تعريف اين مفهوم و بيان و بسط شيوه هاي تبليغات سياسي، مانند تبليغ دولتي، اقدام رواني، جنگ رواني و شست و شوي مغزي مي پردازد.
در ادامه آثار تبليغات سياسي، حدود تبليغات، ابزارهاي تبليغات سياسي و تكنيك هاي تبليغات سياسي مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. عناوين و سرفصل هاي مقاله عبارتند از:
i. مفهوم تبليغات سياسي
1. پروپاگاند و اعمال فشار
2. پروپاگاند و جلب اعتماد
ii. شيوه هاي تبليغات سياسي
1. تبليغات دولتي
2. اقدام رواني
3. جنگ رواني يا تبليغ خارجي
4. شست و شوي مغزي
i. تبليغات و حقيقت
ii. تبليغ و سطح فرهنگ
i. جوامع شهري و روستايي
ii. رژيم ها و ايدئولوژي هاي سياسي
i. وسايل چاپي
ii. وسايل سمعي و بصري
i. تحريك حواس
ii. تحريك غرائز
1. صيانت ذات
2. غرايز خانوادگي
3. غريزه تقليد و عادت
i. ساده گويي
1. شعار و دستورالعمل سياسي
2. كلمات كليدي
3. نمادها
یادداشت زير توسط دوست عزیزم خانم بنفشه پورناجی برای یکی از نشریات نوشته شده بود که به دلايلي منتشر نشد؛ به دليل نگاه ارتباطي نويسنده به پيام نوروزي باراك اوباما، تصميم به انتشار آن در هزاره اتباطات گرفتم.
به بهانه اهمال صدا و سیما در پخش پیام اوباما:دانستن حق مردم نیست
امروزه در بسیاری از کشورهای دموکرات عبارت "دانستن حق مردم است" دیگر یک شعار نیست که یک واقعیت مسلم و بدیهی به شمار می رود. اما شاهدیم که برخی وقایع مهم که در رسانه های گروهی جهان با بازتاب گسترده روبرو می شود در ایران از نظر پوشش خبری مورد بی مهری رسانه ملی قرار می گیرد.گویا به اعتقاد سیاست گذاران این رسانه، دانستن حق مردم نیست. نمونه آن برخورد منفعلانه این رسانه با پیام نوروزی رییس جمهور امریکا خطاب به ملت و دولت ایران بود.
بنفشه پورناجی(b.pournaji@yahoo.com)
...........................................
این روزها نام "سیلویو برلوسکنی" به دلیل سوتی در حضور ملکه (حساس) بریتانیا در حاشیه نشست ناتو، نقل محافل رسانه ای منتقد او در داخل و خارج از ایتالیا شده است. اما شهرت نخست وزیر میلیونر ایتالیا و خبرساز بودن او فقط به دلیل اظهارات یا رفتارهای گاه عجیبش در عرصه سیاسی و اقتصادی نیست؛ بلکه به دلیل آن است که او صاحب یک غول رسانه ای و به عبارت ساده تر یک امپراتوری در عرصه رسانه است و سایر توفیقات او در زمینه سیاسی و اقتصادی نیز در واقع از طریق رسانه دار بودن او شکل گرفته است. رهبر حزب راست میانه و صاحب باشگاه آث میلان همچنین به دلیل مبالغ هنگفتی که صرف سر پا نگه داشتن تیپ خود با انجام جراحی های زیبایی می کند؛ چهره ای خبرساز است.
اما برلوسکنی کیست؟
برلوسکنی که فرزند خانواده ای از طبقه متوسط در شهر میلان ایتالیا است، در سال 1974 میلادی یعنی زمانی که 38 سال داشت، کانال تلویزیونی محلی "تله میلانو" را بنیان گذاشت و چهارسال بعد ، "کانال 5 "را به صورت سراسری در ایتالیا راه اندازی کرد.
برلوسکنی با این کار، پیشتاز توسعه مجموعه ای از شبکه های تلویزیونی ملی بود که سرانجام به شکلی انحصار طلبانه در قالب رای (Rai)(تلویزیون دولتی) ظاهر شد. این شبکه به دلیل متمرکز شدن بر برنامه های سرگرم کننده و مسابقه ها بزودی گوی سبقت را از رقیبان ربود و موجب شد، برلوسکنی طی سال های 84-1983 دو شبکه "ایتالیا 1" و "رته 4" را نیز به دست آورده و با این کار، غول رسانه ای "رای فینیونست" در سال 1990 جان بگیرد؛ اما برلوسکنی به این هم قانع نشد.
او در سال 1985 اولین شبکه خصوصی رایگان فرانسه را با عنوان "شبکه 5" تاسیس کرد که به دلیل فقدان مخاطب سراغ فعالیت های "چین" و "سینما 5" و مانند آن رفت.
برلوسکنی در سال 1990 حوزه نفوذ امپراتوری خویش را از مرزهای ایتالیا و فرانسه به اسپانیا نیز کشاند و "تله سینکو" یا همان "شبکه 5" را در این کشور اروپایی همسایه تاسیس کرد. او اکنون همچنین صاحب بزرگترین شرکت تبلیغاتی ایتالیاست و به تازگی شرکت اندمول را خریداری کرده که در زمینه فروش فرمت برنامه ها مطابق با سلیقه هر کشور فعالیت دارد.
او در دوران نخست وزیری خود همچنین قانونی که او را مجبور به دادن فرکانس های کانال تلویزیونی "رته 4" خود به کانال جدید "اروپا 7" می کرد، تغییر داد.
امپراتوری برلوسکنی در زمینه رسانه های نوشتاری نیز بسط پیدا کرده است. او در سال 1976 "ایل ژورنال" را خرید و در ادامه این راه به عنوان یک صاحب شرکت رسانه ای در سال 1990 ریاست گروه "موندادوری" را به دست آورد. این گروه در این زمان ناشر روزنامه های معتبری همچون "لارپوبلیکا" و هفته نامه های "ال اکسپرسو "و "اپوکا" و "پانوراما" بود.
اندکی بعد، برلوسکنی اقدام به خرید شبکه فروشگاه های ویدیویی "بلاکباستر" پرتال های ورود به اینترنت و مشارکت در اولیوتی شرکت ایتالیایی سازنده انواع رایانه، چاپگر و دیگر ماشین ها و تجهیزات اداری کرد. به این ترتیب اکنون گروه موندادوری بیش از یک سوم بخش انتشارات را در ایتالیا کنترل می کند.
برلوسکنی برای آنکه بتواند بخش های متعدد ارتباط جمعی خود را که در زمینه تلویزیون، مطبوعات، انتشارات، اینترنت و تبلیغات فعالیت دارند، گرد هم جمع کند، شرکتی به نام فینینوست که اکنون "مدیا ست" خوانده می شود، تاسیس کرده است.
برلوسکنی در مجموع از 12 شبکه ملی ایتالیا سه شبکه خصوصی را در دست دارد که مدیریت دو شبکه آن برعهده پسرش است. سه شبکه دولتی هم تحت کنترل اوست. دختر برلوسکنی نیز رئیس غیراجرایی گروه انتشاراتی مونیدادوری است که ناشر کتاب و بیش از 50 عنوان مجله است.
به این ترتیب، برلوسکنی راستگرا به دلیل در اختیار داشتن رسانه ها نه تنها به میلیاردری با ثروتی بالغ بر 4/9 میلیارد دلار (طبق گزارش سال 2008 مجله معتبر فوریس) تبدیل شده، بلکه توانشته است در عرصه سیاسی نیز به توفیقات عظیمی دست یابد که از جمله آنها، سه بار انتخاب به عنوان نخست وزیر ایتالیا بوده است. او همچنین در سال 2003 ریاست شورای وزیران اروپا را برعهده داشت.
برلوسکنی 72 ساله که اکنون رهبر حزب فورزا ایتالیا و ائتلاف حاکم در ایتالیا است، به لطف قدرت رسانه ای، افکار عمومی کشورش را به خوبی مدیریت می کند، به گونه ای که یک استاد دانشگاه ایتالیایی به روزنامه فرانسوی لوموند گفت:" تلویزیون نقش مهمی در استرتژی برلوسکنی بازی می کند. نصف ایتالیایی ها شبکه های او را نگاه می کنند و به او رای می دهند. برلوسکنی روی افکار آنها کار می کند و آنها را در رویا فرو می برد. این همان مکانیسم تبلیغات است".
رسانه ها در تبلیغات برلوسکنی
از نظر تبلیغات رسانه ای نیز سیلویو برلوسکنی سردمدار بود. او یکی از بزرگ ترین فعالان رسانه ای در ایتالیاست که شبکه های تلویزیونی و رادیویی پرشمار و همچنین تعداد زیادی روزنامه را در اختیار دارد که در جریان تبلیغات انتخاباتی از هیچ کوششی برای مطرح کردن نام نخست وزیر سابق دریغ نکردند. هرچند برلوسکنی در بیانیه ای اعلان کرد از تمامی رسانه هایش درخواست کرده، هیچ حرکتی برای تخیب رقیبان انجام ندهند و هدف آنها تنها تبلیغ باشد و نه تخریب دیگران.
اما شبکه تلویزیونی Rai ایتالیا نیز در یک اقدام بی سابقه طی چند شب از تک تک کاندیداها دعوت کرد تا در میزگردی با حضور کارشناسان مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین المللی از مواضع خود دفاع کنند و جالب این که این برنامه ها که پخش جهانی هم می شد، با استقبال زیادی از سوی مخاطبان رو به رو شد و باز هم برنامه برلوسکنی و والتر والترونی بیشترین آمار تماشاگران را به خود اختصاص داد؛ تا یک بار دیگر ثابت شود رقابت اصلی میان این دو نفر است. اما در این برنامه ها هم برخلاف والترونی که با جدیت به سوالات کارشناسان پاسخ می داد، برلوسکنی گاه از طنز و شوخی استفاده می کرد تا هم از خستگی یک نطق انتخاباتی بکاهد و هم گاه از زیر بار انتقادات فرار کند. به عنوان مثال وقتی یکی از کارشناسان سن بالای او را برای در دست گرفتن قدرت زیر سوال برد، با لبخندی گفت:" شما با اعداد و ارقام چه کار دارید، بهتر است به حقیقت نگاه کنید . به موهای پرپشت و مشکی ام". در حالی که کاشت موی او همین چند سال پیش به یکی از سوژه های داغ مطبوعات تبدیل شده بود.
از دیگر اقدامات شبکه Rai برای گرم کردن تنور انتخابات دعوت از تمامی کاندیداها برای شرکت در یک میزگرد تلویزیونی در شب 12 آپریل یعنی چند ساعت قبل از انتخابات بود که البته برلوسکنی و ولترونی این دعوت را رد کردند و حاضر نشدند در این شوی تلویزیونی حاضر شوند.
منبع: ویژه نامه نوروزی جام جم
يك سال پيش از آغاز انتخابات رياست جمهوري اخير در آمريكا، نتايج يك نظرسنجي نشان داد، به پيش بيني مردم آمريكا، رئيس جمهور آينده يك سياه پوست و يا يك زن خواهد بود.
(به عقيده من) دموكرات ها بعد از انتشار اين نظرسنجي و بر اساس نتايج آن، اقدام به طرح الگويي متفاوت براي دو كانديداي خود كردند. يكي سناتور سياه پوست دورگه آمريكايي-افريقايي و ديگري زن سناتور آمريكايي الاصل كه 8 سال نيز بانوي اول آمريكا بود. (اين انتخاب در ابتدا باعث انتقادهاي زيادي در درون حزب شد)
جمهورخواهان اما بر همان طبل سنتي و جواب پس داده؛ يعني ناسيوناليست و اصالت مردان سفيد آمريكايي مي كوفتند.
در طي دوره انتخابات درون حزبي در ايالات مختلف آمريكا، اتفاق جالب توجه رقابت بين جمهوري خواهان و دموكرات ها نبود؛ بلكه رقابت اصلي بين زن سفيد و مرد سياه بود. يعني همان مطالبه نهاني مردم و خستگي آنها از ديدن مرد سفيد آمريكايي در مقام پرزيدنتي و آرزوي "تغيير".
در طي دوره انتخابات درون حزبي اختلاف، برخورد، تضاد، چالش و مناظرات زيادي بين هيلاري و اوباما صورت گرفت. جمهوري خواهان ابتدا فكر مي كردند، اين اختلافات نشان از اختلافات درون حذبي دارد و مي تواند باعث شكست دموكرات ها گردد. آنها خوشحال از برخورد بين دو نامزد دموكرات، به روال معمول به كار خود پرداختند و در طي يك روند همیشگی، از ميان نامزدهاي جمهوري خواه، مك كين به عنوان كانديداي اصلي انتخاب شد.
فاصله زماني بين تعيين تكليف كانديداي نهايي جمهوري خواهان و دموكرات ها چند ماه بود(دقيقا نمي دانم چند ماه طول كشيد) و اين فاصله زماني، عامل اصلي شكست جمهوريخواهان شد. در همين مدت تا شروع زمان رسمي رقابت انتخابات بود كه جمهوري خواهان خود را در رسانه ها غايب يافتند.
در جبهه دموكرات، برخوردها ادامه داشت و دو نامزد به ايالت هاي آمريكا مي رفتند و با فاصله كم با هم رقابت مي كردند. جمهوري خواهان قافله رسانه اي را به اين دو نامزد جذاب و جديد باختند. در ماه هاي آخر گويا رقابت اصلي براي كسب مقام رياست جمهوري بين هيلاري و اوباما بود و مك كين در حاشيه قرار گرفته بود.
يك روز پس از شكست هيلاري، وي در بين طرفداران خود اعلام كرد، تنها آرزويش پيروزي حزب دموكرات است و همه هوادارانش را به پاي صندوق هاي راي دعوت كرد تا به رقيب ديروز و هم پيمان سال هاي گذشته و آينده او راي بدهند.
اين رقابت و برخوردها چند نتيجه فرعي(كوتاه مدت) و يك نتيجه اصلي(بلند مدت) داشت؛
نتيجه فرعي اول: ايجاد انگيزه در اكثريت خاموش دموكرات، براي فعاليت حزبي يعني دادن راي
نتيجه فرعي دوم: تاثير رسانه ها بر افكار عموم جمهوري خواه و ايجاد علاقه و جلب نظر آنها براي راي دادن به نامزد پيروز دموكرات
نتيجه فرعي سوم: خاموشي بيشتر برخي جمهوري خواهان در مقابل هژموني رسانه اي دموكرات ها
و نتيجه نهايي و مهم: دموكرات ها پيروز شدند.
در حقيقت حزب دموكرات با قبول ريسك بالا و پيروي از يك الگوي رسانه اي و طولاني كردن دوره رقابت درون حزبي، سپهر رسانه اي را تسخير كرده و حزب خود را پيروز كرد.
***
وقتي كروبي كانديد شد و در ادامه صحبت از كانديداتوري خاتمي و موسوي به ميان آمد و بعد خاتمي آمد و موسوي هم زمزمه هاي آمدن سرداد؛ نظر شخصي من اين بود كه شايد اصلاح طلبان (دانسته يا ندانسته) مي خواهد با استفاده از الگوي فوق و با تسخير فضاي رسانه اي توسط تعداد بيشتر كانديداي قوي و در آخر كنار كشيدن همه به نفع پيروزي جريان سياسي مطلوب خود، به ميدان آمده اند.
به نظرم طرح پيچيده و زيركانه اي آمد؛ اما زهي خيال باطل...
حالا بعد از آمدن و رفتن زود هنگام خاتمي به نفع موسوي، در كنار شلوغ بازي هاي پوپوليستي كروبي و ... نتیجه مشهود اینکه اينها نه از يك الگو طبعيت مي كنند و نه در فكر جريان سازي هستند.
درست است كه خاتمي كاريزما دارد و مي تواند عده اي از طرفدارانش را به سمت فرد مطلوب خود سوق دهد؛ اما اين قضيه سابقه تاريخی روشنی ندارد؛ در دوره دوم انتخابات نهم رياست جمهوري عكس هاي خاتمي در كنار رفسنجاني نه تنها به رفسنجاني براي كسب پيروزي كمك نكرد؛ بلكه زمزمه "اين هم از دارو دسته او بود" نيز به گوش مي رسيد.
در هر حال موسوي آمد؛ درحالي كه ديگر تلويزيون خصوصي نمي خواهد!؟ گويا در اين چهار سال عاقل و واقع بين تر!! شده است.
فكر كنم شاعر، اين شعر را درباره وضعيتي مشابه امروز سروده !
مي خانه اگر ساقي صاحب نظري داشت
مي خواري و مستي ره و رسم دگري داشت
-----------
جوابيه قبل از انتقاد: شما نگويد، خودم مي دانم مقايسه احزاب ايران هيچ ارتباطي با احزاب آمريكا و هيچ جاي ديگر ندارد و به دليل چرخش هاي مدام افراد در بين طيف هاي مختلف سياسي، جريان ثابتي قابل رديابي و پيش بيني نيست.
طي دهه 1920 و اوايل دهه 1930، هارولد لاسول يكي از ممتازترين عالمان علوم سياسي آمريكا و مبتكر حوزه ارتباطات مدرن توضويح داد كه ما نبايد تسليم دگماتيزم دموكراتييك شويم كه معتقد است، مردم بهترين قاضيان منافع خويش هستند؛ زيرا آنها چنين نيستند.
اين ما هستيم كه بهترين وكلاي منافع مردمي هستيم. به دور از حلقه اخلاقيات معمول، بايد مطمئن شويم كه مردم امكان و فرصت نشستن در جايگاه قضاوت حقوق پايمال شده خود را ندارند. مطلب بسيار ساده است؛ اين همان شيوه است كه امروزه آن را "دولت ديكتاتور" يا "حكومت نظامي" مي نامند. چماق را بالاي سر مردم نگه داريد و اگر براي لحظهاي خواستند از خطر تعيين شده خارج شوند، محكم بر فرق سرشان فرود بياوريد. به مجرد اينكه نسيم آزادي و دموكراسي درجامعه وزيدن گرفت، شما موقعيت هاي حكومتي خويش را از دست مي دهيد. در نتيجه ، پيوسته بايد به تبليغات روي بياوريد كه نقش چماق در حكو مت هاي ديكتاتوري چيست.
منطق كار بسيار روشن است. ماهيت تبليغات (تبليغات سياسي) در نظام دموكراتيك درست به مثابه چماق است در نظام ديكتاتوري. بنابراين اين طفره رفتن از منابع جمعي جامعه گوسفند صفت كاري عاقلانه و بسيار پسنديده است. آنها متوجه مطلب نمي شوند.
بررسی پوشش رسانه ای ایالات متحده آمریکا از ایران در سال های بعد از کودتای 28 مرداد تا قبل از پیروزی انقلاب، کمک شایانی در شناخت علل کج اندیشی های خبری آن دوره تا به امروز دارد. مطلب پیشروی، برگرفته از مقاله ای با نام "پوشش جهانی رسانه های آمریکا" است که به قلم خانم دکتر آنابل سربرنی(همسر آقای دکتر محمدی و استاد وقت ارتباطات بین الملل در کوییننر کالج دانشگاه شهر نیویورک) در فصل نامه رسانه، شماره مسلسل7، به تاریخ پاییز 1370 منتشر شده است.
در میان مقالاتی که درباره چرایی نوع نگاه رسانه های آمریکا نسبت به ایران مطالعه کرده ام، این مقاله حاوی نکات مهم و جالبی است. به دلیل نایاب بودن شماره های اولیه فصل نامه رسانه از طرفی و از طرف دیگر به دلیل برجسته شدن بحث رسانه های فارسی زبان خارجی در مقطع فعلی، قسمت هایی از آن را برای اطلاع و مطالعه علاقه مندان انتخاب کرده و مطالعه کامل این مقاله را به علاقه مندان توصیه می کنم. مخصوصا مطلب مربوط به تاثیرات بحران گروگان ها و نقش رسانه های ایران و آمریکا در جهت دهی و پیشبرد این حادثه. به یکی از نتایج این بحران در پست قبلی اشاره کردم؛ با این حال این مقاله از بعدی دیگر به روشن شدن ابهامات آن مقطع تاریخی در سرنوشت رابطه بین ایران و آمریکا پرداخته است (شاید آن قسمت را نیز بعد از تایپ در هزاره درج کنم):
پوشش تلویزیونی ایالات متحده از ایران (1970-1980)
«پس از کودتای 1935، ایران روابط بسیار خوبی با آمریکا داشت و همچنین از این کشور کمک های نظامی قابل توجهی دریافت می کرد و نقش مهمی را به عنوان قدرت منطقه ای در استراتژی آمریکا در خاورمیانه ایفا می نمود.
بر این اساس این انتظار وجود داشت که توجه زیاد رسانه ها را به خود جلب کند. اما این گونه نبود تا پایان دهه 70 میزان زمان خبری که به ایران اختصاص می یافت، به طرز چشمگیری پایین بود آ: تنها سالی 5 دقیق از برنامه های خبری هفتگی تلویزیون مریکا، به همان گونه از نظر دیدگاه نیز این پوشش محدود بود.

پرزیدنت کارتر، شاه را همچون جزیره ثباتی در دریای مشکلات تصور می کرد
چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 1980 میان جیمی کارتر و رونالد ریگان، بیشتر نظرسنجی ها حاکی از این بود که رقابت خیلی نزدیک است. دو روز قبل از انتخابات رسانه های خبری داستانی را ساخته و پرداخته کردند؛ مبنی بر اینکه گروگان های آمریکایی در ایران به زودی آزاد خواهند شد. با گذشت زمان و بعد از برگزاری انتخابات این خبر تکذیب شد؛ اما نتایج انتخابات، حاکی از پیروزی قاطع ریگان و کسب آرای همه ایالت ها -غیر از شش ایالت حومه کلمبیا- توسط وی بود.

یک تبیین برای توضیح تغییر رویه ناگهانی در نتایج آراء در مفهوم برجسته سازی نهفته است. به این معنی که رسانه های خبری با ساختن داستان آزادی گروگان ها، آگاهی عمومی از موضوع گروگان گیری را بالا بردند؛ یعنی رسانه ها (با مدد از تاکتیک تکرار و برجسته سازی) موضوع گروگان ها را از ردیف پایین فهرست موضوعات مورد توجه و اهمیت مردم به رده بالا آوردند.
بدیهی است که افزایش اهمیت موضوع گروگان ها در اولویت های مردم، علیه کارتر عمل کرده است؛ زیرا بسیاری از افراد بحران گروگان گیری را یکی از بزرگ ترین شکست های مدیریت او محسوب می کردند. *
...................
*. نظریه های ارتباطات: ترجمه علیرضا دهقان.
همانطور که بازتاب شبکه تلویزیونی فارسی صدای آمریکا (VOA) نیز بعد از گذشت 13 سال از راه اندازی آن، امروز در کوچه بازار، تاکسی و اتوبوس و محافل سیاسی و دوستانه نمودی عینی پیدا کرده؛ هنگامی که جملات، اطلاعات و تکه کلام های تحلیل گران و مجریان این شبکه از دهان مردم عادی به عنوان وحی منزل بیان می شود.
شبکه تلویزیونی VOA از 26 مهر 1375 با مدیریت احمد رضا بهارلو – که این روزها به دلیل برخی اختلافات درونی، کنار گذاشته شده و مدیر سایت فارسی صدای آمریکا است- شروع به فعالیت کرد. در حال حاضر بخش های خبری، تحلیل ها و حتی برنامه زن امروز -که انتظار می رود نرم تر از سایر بخش ها باشد- شکلی کاملا اپوزیسیون دارد. برجسته سازی اخبار مرتبط با پرنده هسته ای ایران، مسائل مرتبط با حقوق بشر و آزادی های مدنی، مخصوصا در مورد گروه های آسیب پذیر مثل زنان، کارگران و ... ،تخریب چهره های برجسته حکومت ایران، ازجمله مهم ترین سیاست های جنگ روانی علنی این شبکه است.
بزرگ ترین مشکل امروز صدای آمریکا که نقطه قوت BBC فارسی جوان، تازه نفس و نوگرا محسوب می گردد؛ دورشدن از فضای واقعی حاکم بر ایران امروز است. هر چند این شبکه سعی دارد با جذب چهره هایی که به تازگی ایران را ترک کرده اند (مثل آرش سیگارچی و احمد باطبی) این خلا را پر کند، اما به دلیل فشار بیش از اندازه در القا سیاست های دیپلماسی انحصاری این شبکه بر افراد، به نظر ناموفق بوده است. افزایش ساعات اختصاص یافته به پخش برنامه های مستند و تولیدی از بازتاب های همین فاصله است.
به نظرم تولد تلویزیون BBC فارسی، پیش از آنکه نهیبی برای مدیران و رسانه های داخلی باشد(که نیست و اگر هم باشد جز حرف و تهدید خبری کاری نمی کنند)؛ لرزه به جان دست اندرکاران VOA انداخته؛ چراکه 13 سال بدون رقیب و مزاحم جدی، هرآنچه دل تنگشان می خواست، می گفتند.
البته BBC فارسی بیشتر خود را اجتماعی، فرهنگی و در برخی موارد حتی زرد نشان داده و هنوز خبری از آن سوی سکه استعمار پیر رو نکرده است. این شبکه با پخش برنامه "دائی جان ناپلتون" در همان روز اول، خیلی حرف ها زد؛ یعنی آهای مردم بدانید و آگاه باشید که "کار، کار انگلیسی ها" نبود و نیست؛ بلکه کار آمریکایی هاست!
به هر حال این روزها رقابت بین پیرمردهای VOA و جوان های پرانرژی BBC برای بچه های رسانه جذاب است و جذاب تر هم خواهد شد.
باید منتظر ماند تا رقابت واقعی این دو شبکه در مهم ترین کارزار ماه های آتی ایران، یعنی انتخابات. تحلیل سیاست های این دو در طول انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه 1388، عرصه پژوهشی جذابی خواهد بود.
......................
پیرو مطلب دوست عزیز آقای صاحبقرانی:
۱-یادداشت آقای دکتر علی گرانمایه پور درباره تفاوت های بی بی سی فارسی و صدای آمریکا در خبر آنلاین خالی از لطف نیست.
۲- هر دو تلویزیون از زیرمجموعه های وزارت امور خارجه کشورشان هستند و از طریق بودجه دولتی اداره می شوند.(توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)
۳- در هر دو کشور دیپلماسی رسانه ای منطبق و موازی با دیپلماسی سیاست خارجی آنها است.(در ایران با تفاوت آرا و عقاید درباره دیپلماسی سیاسی مواجه هستیم)
۴- مخاطبان ایرانی اگر به صدا وسیما اعتماد خبری داشتند، سراغ رسانه های دیگر نمی رفتند. مراجعه کنید به سابقه تاریخی استفاده از رادیوهای خارجی به عنوان منبع خبر در دوره انقلاب، جنگ و تا امروز.
- مطلب مرتبط: نگاه تحلیلی به تلویزیون فارسی بی بی سی(امید حبیبی نیا)
- مطلب مرتبط:آيا تفاوتي در ماهيت همكاري با BBC فارسي و غيرفارسي وجود دارد؟
ساموئل هانتینگتون، رئيس مسيحي مركز مطالعات استراتژيك دانشگاه هاروارد، در تئوری خود به نام "جنگ تمدن ها"، مذهب را به عنوان عنصري كه نقش کلیدی در درگیرهاي دنيا بعد از جنگ سرد دارد، مطرح می کند. وي درباره مسيحي بودن خود و تناقض آن با مطالعات و نظرياتش مي گويد:
"در واقع گرايشات مذهبي من بسيار عمومي است. در اساس من يك مسيحي هستم، اما از يك تربيت سكولار برخوردار بودم و خانوادهام اصلا به كليسا نميرفتند و به من آموزشهاي مذهبي داده نميشد. گرايش به مذهب زماني در من قوت يافت كه فكر كردم بايد دليلي مسجل و قانعكننده وجود داشته باشد كه درسراسر تاريخ به جز موارد استثنايي تقريبا همه ملل به يك نيرو و اصول مافوق باور داشتند. اين موضوع براي من بسيار آرامبخش است و در عين حال به آن باور دارم و آن را درك ميكنم."
آینده ای که ساموئل هانتینگتون در رسالهء معروفش «نبرد فرهنگ ها» پیش بینی می کند، آینده ای ست توأم با تباهی. به نظر او در قرن بیست و یکم میان مسلمانان و مسیحیان جنگ های مذهبی خونین درخواهد گرفت.

تصور كنيد با پيگيري دولت نهم، امكان گفت و گو ميان ايران و آمريكا امكان پذير شود و در مصاحبه خبري بين رئیسان جمهور دو کشور در تهران يك خبرنگار (كه فرضا فرزند شهيد است و كلي دليل ارزشي ديگر دارد؛ مثل دانشجويان 13 آبان كه لانه جاسوسي را تسخير كردند)، به طرف اوباما لنگه كفش پرتاب كند و به او بگويد "شيطان بزرگ"؛ آيا قهرمان ملي خواهد بود؟؟
اگر در سفر رئیس جمهور ایران به عراق و در مصاحبه مطبوعاتي، خبرنگاري به دليل اينكه كشورش سال ها با ايران در جنگ بوده و اقوام او به وسيله موشك ها و نيروهاي ايراني كشته شده اند، به طرف احمدي نژاد لنگه كفش پرتاب مي كرد، خيلي قهرمان ملي عراق بود؟؟
اگر در سفر پوتين به ايران اين اتفاق مي افتاد، چه(دليل كم نداريم)؟ يا در دانشگاه كلمبيا؟
سوال : تبليغ، برجسته سازي و نمايش تصوير قهرمان ملي از خبرنگار عراقي، آنهم با اين حجم وسيع، چه تبعات جانبي و ناخواسته اي مي تواند داشته باشد(در ميان همكاران رسانه اي و مخاطبان) ؟
و سوال مهم تر اينكه با توجه به اهميت ديپلماتيك اين اتفاق، بهترين سناريوي سياسي-خبري رسانه ملي، براي بيشترين بهره برداري سياسي از اين حادثه در نقد عملكرد آمريكا از يك طرف و بيان غيراخلاقي بودن اين نحوه اعتراض در سطح ديپلماتيك از طرف ديگر، (با در نظر گرفتن تمام مختصات رسانه ملي) چگونه مي توانست باشد؟
آیا باب شدن این نوع برخوردها -تاکید و تایید رسانه های داخلی از جمله فارس- در سیستم رسانه ای و میان خبرنگاران (حتی با دلایل ارزشی و آرمانی صحیح) موجب هرج و مرج نخواهد شد؟
و آخبر اینکه به راستی عراق چقدر هزینه برای این حرکت خبرنگار خود خواهد پرداخت؟
اين مطلب نگاهیست کوتاه به اخلاق رسانه اي و حرفه اي و ضرورت حفظ حريم شخصي كه هر يك ابعاد وسيعي دارد؛ چراکه شناخت مرز ميان آزادي بيان و اخلاق رسانه اي، لبه تیغ کارگزاران رسانه است.
...........................
لینک این مطلب در سایت خبری پارسینه
روز شنبه 20 مهر، جلسه دفاعيه پايان نامه خانم "مانا دشتگني هاشمي" با عنوان " تحليل گفتمان كارزار سياسي نامزدهاي پيروز انتخابات هفتم و نهم آقايان خاتمي و احمدي نژاد (تحليل مقايسه اي فيلم هاي تبليغاتي بيانيه ها و برنامه هاي رسمي ارائه شده از سوي اين دو كانديدا)" در دانشكده علوم اجتماعي علامه برگزار شد.عنوان پايان نامه جذاب بود اما نتايج (با وجود تلاش پژوهشگر)، به نظرم خبر از شكاف گفتماني بين فیلم های مذکور نداشت.
این پایان نامه تنها بهانه ای شد برای این سوال كه آيا ورود به بحث تفاوت اين دو دوره از منظر "تحليل گفتمان" (Discourse Analysis) روش مناسبي است؟ جواب من به اين سوال منفي است. شايد بتوان به دهه 50 و دهه 60 اطلاق دو پارادايم را داشت، اما ۱۱ سال اخير مگر چقدر تفاوت داشته؟به نظرم همانقدر كه حاميان دولت در اطلاق عنوان "انقلاب دوم" بعد از 3 تير افراط كرده اند، هواداران خاتمي در اثبات وجود شكاف عمقي و سقوط سياسي و فرهنگي، بعد از اصلاحات كم لطف اند. مسئله اينجاست كه اگر بخواهيم اين ادعا ثابت شود، نقش رهبري، مجمع تشخيص مصلحت، حوزه علميه، شوراي امنيت ملي نظام و ... كجاي اين گفتمان محسوب خواهد شد؟
از طرفي بحث تحليل كيفي به غير از شناخت، جمع آوري كامل مدارك، احاطه و بي طرفي محقيق، به يك اصل ديگر نيز نيازمند است و آن گذشت زمان است. امروز براي بررسي و مقايسه اين دو دوره بسيار زود استِِ؛ حداقل بايد تا پايان دوره رياست جمهوري به احمدي نژاد فرصت داد(ممكن است دور دوم نيز انتخاب شود) و بعد از آن نيز بايد مانند تاريخ صبور بود تا فرصت تامل و تفكر بيشتري براي بررسي و تحليل اين دوران به دست آيد.
دكتر حسين بشير، رئيس گروه ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)، در سخنراني خود با عنوان غريبگي در نخستين سمينار روانشناسي رسانه و فرايند نفوذ در مخاطب، ضمن تاكيد بر لزوم شناخت فرهنگ هاي متفاوت براي انتقال صحيح پيام از سوي فرستنده، به ذكر اين نكته پرداخت كه تكان دادن دست و اشاره به مخاطب در فرهنگ شرقي به معناي تاكيد و ابراز قدرت است اما در غرب به معناي توهين و تهديد .
جنگ روانی- تبلیغاتی اصولگرایان به دنبال ترجمه نادرست کلمه رفرمیست در سخنرانی جرج بوش رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، بهانه مناسبی برای تخطئه اصلاح طلبان شده است.
اولين نامه او به يكي از مسئولين (محمود احمدي نژاد) شروع شد و تا امروز كه مخاطبش ۲۰/۳۰ بوده است.
مهم نيست جزو كدام طيف سياسي هستيد. فقط كافيست منتقد دولت نهم باشيد تا از خواندن مطالبش لذت ببريد و يا طرف دار آنها باشيد تا با خواندنش روزنامه را با دورترين جايي كه مي توانيد پرتاب كنيد.
اين نامه ها را به دو دليل جمع آوري كردم . يكي براي آرشيو شخصي خودم و بعضي دوستان كه به دنبال بعضي از نامه ها بوده اند و دوم براي تحليل محتواي آن.
تصميم دارم تحليل محتواي توصيفي جزئي با چند فاكتور تحليل انجام دهم. نتايج را البته با اجازه خودش روي سايت مي گذارم.
شايد بعضي از كساني كه تا حالا با اين ستون آشنايي نداشتند بعد از خواندن آنها براي لحظه اي خنديدن به اوضاع سياسي روز مشتري پستوخونه ابراهيم رها شنوند.